الشيخ رسول جعفريان
175
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
على عليه السّلام ، پس از آن پيروزى فرمود ، هذا اول فتح ببركة الحسين عليه السّلام . « 1 » زمانى عبيد الله بن عمر در صفين امام را صدا كرد و گفت كه پدر تو قريش را چنين و چنان كرده است . امام او را متهم به پيروى از قاسطين كرده و فرمودند كه اينان به زور اسلام را قبول كردند ، اما در اصل مسلمان نشدهاند . « 2 » امام حسين عليه السّلام در دورهء امامت برادرش ، به طور كامل از سياست وى دفاع مىكرد . آن حضرت در برابر درخواستهاى مكرر مردم عراق ، براى آمدن آن حضرت به كوفه ، حتى پس از شهادت برادرش ، حاضر به قبول رأى آنها نشده و فرمودند : تا وقتى معاويه زنده است ، نبايد دست به اقدامى زد . معناى اين سخن آن بود كه امام در فاصلهء ده سال به اجبار حكومت معاويه را تحمل كردند . اين نكتهء مهمى در مواضع سياسى امام حسين عليه السّلام است كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است ، دليلش نيز آن است كه ما ، امام حسين عليه السّلام را بيشتر از زاويهء اقدام انقلابيش در كربلا مىشناسيم . مناسبات امام و معاويه ، و گفتگوهايى كه در مواقع مختلف صورت گرفته ، نشان از تسليمناپذيرى امام از لحاظ سياسى در برابر پذيرش مشروعيت قطعى معاويه است . يكى از مهمترين دلايل ، نامهء مفصل امام به معاويه است كه ضمن آن به حقايق زيادى دربارهء جنايات معاويه در حق شيعيان امام على عليه السّلام اشاره شده است . امام در اين نامه به معاويه نوشتند : من قصد جنگ و مخالفت با تو ندارم . سپس افزودند : « و أيم الله لقد تركت ذلك و أنا أخاف الله فى تركه و ما أظن الله راضيا منى به ترك محاكمتك اليه و لا عاذرى دون الاعتذار إليه فيك و فى اوليائك القاسطين الملحدين حزب الظالمين و أولياء الشياطين . . . أ و لست قاتل حجر بن عدى و أصحابه المصلين العابدين الذين ينكرون الظلم و يستعظمون البدع و لا يخافون لومة لائم ، ظلما و عدوانا بعد إعطائهم الأمان بالمواثيق و الأيمان المغلظة ، أ و لست قاتل عمرو بن الحمق الخزاعى ، صاحب رسول الله الذي أبلته العبادة و صفرت لونه و انحلت جسمه ، . . . أ و لست المدعى زياد بن سمية المولود على فراش عبيد عبد ثقيف و زعمت أنه ابن أبيك و قد قال رسول الله صلى الله عليه و آله سلم : الولد
--> ( 1 ) . همان ، ج 44 ، ص 266 ( 2 ) . الفتوح ، ج 3 ، ص 35